سيد حسن آصف آگاه
274
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
هيستاسپ ( كه چنانچه خواهيم ديد پيشگويىها با يك رؤيا مطرح مىشوند ) زرتشت رؤيايى مىبيند و اهورامزدا تعبيركنندهء خواب اوست . اما در جاماسبنامه اين پيشگويىها در قالبى ديگر از زبان جاماسب و پاسخ به پرسشهاى گشتاسب ( ويشتاسپ ) ابراز مىشوند . خانم بويس پس از اشاره به اين دو اثر ، مىگويد : « . . . همانند مورد هيستاسپس ، با آثار مكاشفهاى گردآورى شده و مجعولى روبهرو هستيم كه ادعا مىشود متعلق به عصر و زمان خود زرتشتاند » . 18 جالب اينجاست كه بلافاصله مىگويد ، ادعايى كه چندان هم بىپايه نيست . آنگاه در توضيح اين مطلب استناد مىكند به اين موضوع كه چون فصل اول زند بهمن يسن از زند يعنى شرح برنسك گم شده سودگر ( ستودگر ) گرفته شده و چون اين نسك خود شرح اوستايى بر گاتهاى يسنا 31 كه گفتههاى خود زرتشت به اهورامزدا است ، بنابراين « حقيقت مطلب اينكه پيشگويىها و مكاشفات زرتشتيان اصولا از رؤياها و تصورات خود زرتشت نسبت به آينده مشتق شده و ريشه گرفته است . رؤيا و تصورى كه به تحقيق با گذشت قرون ، شاخوبرگ فراوان به خود ديده است » . 19 عجيبتر اينجاست كه آيا خانم بويس خود متوجه تناقضگويى آشكار خويش نشدهاند . اگر اين آثار مجعولاند پس روشن است كه جاعلين براى اثبات نظر خود به مطالبى استناد كنند كه تا حدودى نظرشان به شكل قابل قبولترى جلوه كند ، در نتيجه ادعا مىكنند كه مثلا زند بهمن يسن مبتنى بر نسك مفقود شده ستودگر است . و از طرفى چگونه مىتوان به آثارى از اين دست كه به گفتهء بويس و ديگر دانشمندان در طى قرون شاخوبرگ فراوانى بدانها راه يافته ، استناد نمود . دربارهء جاماسبنامه نيز مىدانيم كه از سدهء ششم تا هشتم ه . ق ( 12 - 14 ميلادى ) كاتبان و موبدان ناشناسى چندين بار بر روى سخنان جاماسب همانند زند وهومن يسن كار كردهاند - ابتدا به پهلوى ، سپس به فارسى نو و پازند ( زبان فارسى ميانه و مكتوب به خط اوستايى ) - و در طى همين مدت پيشگويىهاى بيانگر مكاشفه آخر الزمانى به آن سخنان افزوده شد . براى مثال ، شاه ويشتاسب پرسيد : « اين دين پاك تا چه مدت شكوفا خواهد بود و پس از آنچه زمان و عصرى فراخواهد رسيد ؟ » و ظاهرا جاماسب چنين پاسخ داده است : « اين دين يك هزاره شكوفا خواهد بود ، سپس مردم پيمان خود را [ با خداوند ] نقض خواهند كرد . . . [ در نتيجه ، سلطه بر ] سرزمين ايران به دست تازيان خواهد افتاد . . . رشد معنوى شايسته مردم [ ايران ] آسيب خواهد ديد . . . . مرگهاى نابهنگام بسيارى اتفاق خواهد افتاد . . . . انيرانيان با ايرانيان درهم خواهند آميخت ، بهطورىكه [ در آن زمان ] ايرانى از انيرانى قابل تشخيص نخواهد بود » . 20 حال در اينجا براى نشان دادن تمامى افزودنها و كاستىها و نمونهء دستكارىهاى متعدد كه در متون زرتشتى روى داده ، معتبرترين رساله را كه در آن از موعود و چگونگى ظهور آن و علائم آخر الزمان سخن رفته ، يعنى زند وهومن يسن را مورد بررسى